عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى

184

مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )

افلاطون در سنه ( 348 ) قبل از ميلاد از دنيا رفت ارسطو سى و هفت سال داشت بعد از مدّتى بنا به خواهش فيلقوس پدر اسكندر بتربيت اسكندر مشغول گشت در اواخر عمر ببلدهء ( اسطاغيرا ) كه مسقط الرأس وى بود نزول فرمود تا روزكارش قريب بپايان رسيد بساحل دريا آمد تا حقيقة جزر و مدّ دريا را معلوم كند و در كشف آن كتابى نكارد اجل مهلتش نداده در ساحل دريا جهان را وداع گفت و از وى پسرى ماند مسمى به ( نيقوماخس ) كه نام پدر بر او نهاده بود و دخترى داشت صغيره و مالى زياد از وى بهرهء ايشان گشت و مدّت زندكانى آن حكيم بنا بنوشتهء ابن النديم بغدادى شصت و شش سال و بنا بنوشتهء ابن عبرى شصت و هشت سال و وفاتش موافق آنچه در نقد التواريخ مسطور است سيصد و بيست و دو سال قبل از ميلاد مسيح بوده * مؤلف كتاب دايرة المعارف كويد كه تولد ارسطو در سنه ( 384 ) و وفاتش در سنه ( 322 ) قبل از ميلاد مسيح اتفاق افتاده پس بنا بنوشتهء آن مورخ فاضل شصت و دو سال عمر كرده * در كتب مترجمه از السنهء اروپا ديده شد كه بعد از وفات اسكندر ارسطو را دشمنان و حسودان زياد پيدا شد و حكومت مقدونيا نيز بواسطهء اقتدار سابق آن فيلسوف با وى عداوت مىورزيد لذا ارسطو را نسبت كفر داده و خواستند رفتارى كه اهل ( آتينه ) با سقراط حكيم بجا آوردند با آن حكيم نيز مجرى دارند حكيم بمحاكمه تن در نداده بجزيرهء ( اغريبوز ) فرار كرد و در آن جزيره در شهر ( خالكيده ) مقام اختيار نمود و بعد از يك سال در سنه سيصد و بيست و دو ( 322 ) قبل از ميلاد در سن شصت و دو در همان جزيره جهان را وداع نمود * و هم در آن كتب در وجه تسميه حكماى مشائين كه رياست آنها با ارسطو بوده چنين نويسند كه در سنه سيصد و سى و يك ( 331 ) قبل از ميلاد ارسطو به شهر ( آتينه ) آمده در جوار آبادى شهر كردشكاه و جاى تفرجى كه ( ليكيون ) نام داشته در آن موضع مدرسهء بنا نمود و آن مدرسه از بابت تسميه باسم محل بمدرسهء ( ليكيون ) معروف شد و بالفعل اين كلمه در السنهء اروپائى بمدرسهء ( اعدادى ) گفته مىشود سپس اين مدرسه را بلسان يونانى تفرجكاه يا كردشكاه نام نهاده و حكمايى را كه تابع آراى فلسفيّه ارسطو بوده و در آن مدرسه ساكن بودند